X
تبلیغات
رایتل

فکر کنم یه دور مردم...

دیروز از صبح ناخوش بودم ولی رفتیم بیرون و منم سعی میکردم بی اهمیت باشم!

گذشت و گذشت و گذشت تا ساعت  هفت و نیم هشت شد و واقعا حالم بد بود و حالت تهوع داشتم!!!

هیچی دیگه با گریه دو قاشق غذا خوردم و حاضر شدیم بریم دکتر!!!

قبل ازینکه برسیم به درمانگاه حالت تهوعه کار خودشو کرد!!!

حس کردم بهتر شدم و گفتم نریم دکتر!

یه ذره توی ماشین بودیم و رفتیم سراغ میوه خریدن که دوباره حالم بد شد!!!

ینی کلا دیشب توی جوبای محلمون بودم!!!!

اومدیم خونه و فکر میکردم که دیگه کاملا خوب شدم ولی بازم حالم بد شد!!!

واقعا حس میکردم که طی این سه بار که حالم بد شد جونم در اومد!!!!!

منم هروقت حالم بد میشه نصف شبا بلند میشم هذیون میگم و بنده خدا آبجیم باید بهم گوش بده!(باز خوبه مثل همیشه فیلم نگرفت یا صدامو ضبط نکرد! فکر کنم الان یه آرشیو فیلم و عکس و ویس از من داره!)

خلاصه که خدایا شکرت که الان خوبم!!!! :))))

.

.

پسرخالم کارنامه ی شوهرخالمو(دانشجوی تاسیساته) گذاشته بود توی پیجش، مثل کارنامه ی کلاس اولیا پر 20 بود!!!!! :/

واقعا هنوزم دود از کنده بلند میشه!

[ پنج‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1396 ] [ 12:39 ] [ مریم ]