23 آبان...!

امشب توی اوریانت دفترچه هامونو در آوردیم(من و آبجیم و سارا)تا در مورد قرار جدیدی که گذاشتیم، بنویسیم و تاریخ بزنیم تا رسما شروع به عملی کردنش، بکنیم!

آبجیم یه صفحه از دفترشو نشونم داد با این جمله:

"مریم یه روزی به این کاراش میخنده...23 آبان...کافه اوریانت"

پایینشم امضای خودم و آبجیم بود!

اصلا یادم نمونده بود ولی خب تقریبا قبولش دارم هرچند که نخندیدم...ولی مطمئنم بعدا میخندم!

برام جالبه...توی جمعمون یه جورایی آبجیم نوسترآداموسیه برای خودش...هر چی میگه درست از آب درمیاد!!!!


و اما قراری که امشب گذاشتیم...یه پس انداز با روش نسبتا خاص برای راه انداختن کافه ی خودمون! :))))

اگه اراده کنیم و عملیش کنیم خیلی خفن میشه! ^__^

اصلا لامصب انگیزه ای شده واسه خودش...! $__$

حتی اگه یه روز نشه کافه بزنیم، این تلاشی که میخواییم براش بکنیم خیلی شیرینه! :)

[ جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1396 ] [ 00:13 ] [ مریم ]