X
تبلیغات
رایتل

آرامش...امش...مش...ش! ¤__¤

یه نیمچه آرامشی  توی خودم حس میکنم! :)

دیروز و  پریروز دانشگاه رفتم! بزنید به افتخارم! :دی

خلاصه که فکر کنم زندگیم دوباره داره میفته روی غلتک!


پاییز داره آروم آروم میاد...هوای ابری...شبای خنک...خستگی...

پاییزو خیلی دوست دارم! :)

دیشب رفتیم پیش یه آقای پیر ارمنی...هانری!

عینک سازی داره...یه مغازه ی کوچولوی قدیمی که کلی چیزای قدیمی داره...یه چیزایی مثل طبقه ی من و آبجیم!

آدم به شدت خوش انرژی ای بود...اینقدر خوب که از دیشب تا حالا که یادش میفتم با خودم میگم ماشالا به این سن  و سال و خوش اخلاقی!!!

برامون قهوه درست کرد...یکی از ماندگارترین قهوه هایی بود که خوردم...خیلی خوب بود! ♡__♡

به خودم فکر کردم...اگه یه درصد قرار باشه تا سن اون مرد عمر کنم، باید خیلی قوی تر زندگی کنم!

باید انگیزه های زندگیمو پیدا کنم و سرگرمشون بمونم!

با وجود همون عادت برنامه ریزی...دیگه باهاش مشکلی ندارم! :)))

این خصوصیت جزئی از مریمه!

دیگه نمیخوام با مریم مشکل داشته باشم!

مریمم مثل هر کسی حق داره اشتباه کنه...ویژگی بدی داشته باشه!

مریمم حق داره دوباره رانندگی رو رد بشه! (خیلی ریز بهش اشاره کردما!!!!)

خلاصه که به این نتیجه رسیدم که اگه تو طول یه روز هیچکاریم نکنم، بازم زندگی کردم پس نمیشه گفت کاری نکردم...! :دی

[ چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 13:53 ] [ مریم ]

محرم...

در مورد این ایام واقعا نمیدونم به کجا داریم میریم...

به اصرار خونواده یکی-دو بار رفتم بیرون ولی واقعا ترسناک بود...همه برای خوش گذرونی و استوری گذاشتن میرن عزاداری! :|

(انگار چی مملکت ما درسته که حالا بخواد عزاداریش درست باشه!)

.

.

امروز غرنامه ای ندارم...با حال خوبی بیدار شدم! :))

فقط چند وقتیه خیلی از خودم بدم میاد! :دی

[ شنبه 8 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 13:28 ] [ مریم ]

زمان خودت بگذر و کمکم کن...

یه هفته کلا نبودم...

خب راستش اصلا حالم خوب نیست ولی دارم سعی میکنم همون آدم آهنی مسخره بشم...اینجوری حداقل دیوونه نمیشم!

دانشگاها شروع شد و همه رفتن به جز من...فقط دوشنبه رفتم که اونم دیر رفتم و زود برگشتم! :/

دل و دماغ هیچی ندارم...سه شنبه تو اتوبوس گریه کنان رفتم انقلاب به جای دانشگاه! :|

ولی دیگه نمیخوام ازین خبرا باشه...ازین به بعد بر طبق نقشه کارا رو پیش میبرم!

اصلا چرا سعی کنم رفتارای بدمو از بین ببرم؟!

(دچار لجبازی با خودم شدم!)

متاسفانه کارا رو از سر باز کنی انجام میدم...خدا رو شکر که بابا جان هم هستن که اینو یکسره بهم یادآوردی کنه و اعصابمو داغونتر کنه...فکر میکنه من خودم نمیفهمم! :/

امروز که رفتم بالا متوجه شدم که دقیقا تا وقتی که من برم بالا داشته از کارام پیش آبجیم تعریف میکرده اونوقت تا من رسیدم مثل همیشه همه ی حرفاشو عوض کرد...فکر میکنه اینجوری پیشرفت میکنم!

اشتباه میکنه...من این مدلی نیستم! من فقط هرروز دارم ضعیف تر میشم...هرروز به نظر خودم به درد نخور تر میشم!

همه چیز خراب شده...دیگه نه هدفی مونده...نه حالی...

نمیدونم تا کی اینجوری میمونم...

تو خونمون فکر میکنن من افسرده ام!!!! گاهی وقتا جوری رفتار میکنن انگار که من دیوونم!


[ جمعه 7 مهر‌ماه سال 1396 ] [ 14:11 ] [ مریم ]

خیلی سخت شده...

[ پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1396 ] [ 19:11 ] [ مریم ]

این روزا...

چند وقته دنیام خیلی عوض شده...

بعضی روزا خیلی حساس و درگیر!

بعضی روزا فراری از هر برنامه ای!

نمیدونم چطوری اینطوری شدم...

یه روزایی بود که متوجه دور و برم نبودم اما نه دیگه اینطوری...!

الان نمیدونم چطوریم...

از حال بد خبری نیست ولی...کاش میفهمیدم!

کاش میشد تحت تاثیر چیزایی که بهمون مربوط نیست (که نمیدونیم به ما مربوط نیستن) قرار نگیریم!

کاش خیلی راحتتر میشد همه چیزو فهمید!

کاش...

.

رانندگی رد شدم! :دی

امروز روز خیلی جالبی بود...هم گریه داشت و هم خنده!(اصلا مربوط به آزمون رانندگی نبود!)

گاهی اوقات یه سری از تجربه ها خیلی جالبن!!!!

[ چهارشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1396 ] [ 00:31 ] [ مریم ]

یک میلیون!

بازدیدای همینه که هست یک میلیون شد!!!!!!!

کم نیستا...یک میلیون بار تا حالا این وبلاگ دیده شده!!!(خخخخ چه جوی میدم!)

فردا برای اولین بار میخوام برم برای آزمون شهری...کاملا آماده ام برای رد شدن! :دی

همچنان در ریلکسی به سر میبرم! :))))

حالا ببینیم فردا که رد میشمم همینجوری میمونم؟!

هنر اینه که اون موقع ریلکس بمونم وگرنه تو حالت عادی که میشه ریلکس بود!

[ دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396 ] [ 13:09 ] [ مریم ]

روانشناسی

با این رباتای تلگرام تست روانشناسی دادم...به قدری خوب منو شناخت که داشتم شاخ درمیاوردم!!!! ¤__¤

جوابشو توی ادامه مطلب گذاشتم البته توقع ندارم کسی بشینه بخونه چون طولانیه! :دی

برام جالب بود خواستم بذارم!

 
ادامه مطلب

[ یکشنبه 26 شهریور‌ماه سال 1396 ] [ 01:01 ] [ مریم ]