X
تبلیغات
رایتل

همینه که هست...

باور کن زندگی همین امروزه...

پنج سال پیش یا همین دیروز؟!

سلام دوس جونیا

خوبید؟!

من که نمیدونم الان خوشحالم یا نه!!

فردا کنکوره...هم خوشحالی از تموم شدنش هست و هم ناراحتی!!

خیلی چیزا تموم میشه!

یکیش یه قرارداده که از یک سال پیش با خودم بستمش!

چیز خاصی نبود...گوش دادن به آهنگی که برام خیلی ارزشمند بود....اونم برای هرروز تا روز کنکورم!

از کارای سبک مریمیسمی بود!!!

خب با وجود شرایط سنگین درسی و شرایط روحی واقعا انجام کارایی مثل این خیلیم عجیب نیست!

آهنگه رو بعدا خواهم گذاشت!

فک کنم روزی برسه که ازین آهنگ فقط یه خاطره ی محو یادم مونده  و میام تو وبلاگم  دانلودش میکنم و میگم یادش بخیر...واییییی خیلی غمگینه!

امروز اینقدر گوش دادن این آهنگ منو تحت تاثیر قرار داد که باهاش گریه ام گرفت...البته تا حالا خیلی باهاش گریه کردم!

جالب اینجاس که این آهنگ خیلی غمگین نیست ولی عجیب منو تحت تاثیر قرار میده!

حالا بگذریم ازین حرفا...

امروز همینه که هست پنج ساله شد!!!

واقعا حس میکنم همین دیروز بود که اینجارو ساختم و هیچی ازش بلد نبودم...!

فکرشم نمیکردم به روزی برسم که بخوام فرداش برم کنکور بدم!

خوشحالم که با وجود اینکه فردا کنکور دارم اما هنوزم به اینجا وفادار موندم و اومدم تا این روزو یادآوری کنم!!!

سوسک سیاه همیشه باش!

اینجا خونه ی امید منه...!!!!

فعلا برم...بای بای! ^_^

[ پنج‌شنبه 21 مرداد‌ماه سال 1395 ] [ 17:06 ] [ مریم ]

[ 2 دیدگاه ]

وای وای

سلام دوس جونیا

خوبید؟!

از صبح که پا شدم دارم به حسی که هفته ی دیگه تو همین روز دارم فکر میکنم!!!

نمیتونم هیچ حدسی در موردش بزنم!!!

خب حسیه که تا حالا تو زندگیم نداشتمش!!

هم ذوق دارم و هم اینکه نگرانم که اون چیزی که فکر میکنم نباشه!

میخوام یه رژیم سه روزه بگیرم!!!

آبجیم مخالفه و میگه بذارم برای بعد کنکور!!!

امروزم یه ذره سر پافشاریم سر این قضیه دعوام کرد!

ولی من میدونم که اذیت نمیشم!!

خلاصه که ناراحتش کردم...ولی نمیخواستم اینجوری شه!

خدایا این یه هفته هم زودتر به خیر و خوشی بگذره!!!

واییییی پنجشنبه ی هفته ی دیگه همینه که هست پنج ساله میشه!!!!

حتما میام و پست میذارم!

[ جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1395 ] [ 17:37 ] [ مریم ]

[ 4 دیدگاه ]

تحلیل انرژی...!

بعضی وقتا تفاوت رفتارا رو میبینم حالم خیلی گرفته میشه....

شاید خیلی وقتا با همون آدما که میبینم باهاشون بد رفتار میشه ولی با اون شخص بد اخلاق خوب رفتار میکنن، خیلی بهتر رفتار کردم اما به قدری بد بهم جواب داده شده که حتی تا چند ساعت بعدش نمیتونستم از زور گرفتگی حال حرف بزنم!!!

الان دچار همون حسم...به قدری دلم گرفته که اگه الان تنها بودم میشستم گریه میکردم....!!

فک کنم لازمه که از تلاشم برای خوب بودن با بعضیا و تلاش کردن برای خوشحال و راضی بودنشون دست بردارم...

اینجوری فقط خودم اذیت میشم!!!

وقتی کسی نخواد یه ذره برام ارزش قائل باشه شاید مسخره باشه که من خودمو واسش به آب و آتیش بزنم و همیشه حرمتارو حفظ کنم...

هعییییی روزگار غریب!!! :/

[ جمعه 25 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 18:01 ] [ مریم ]

[ 6 دیدگاه ]

ساکن طبقه ی وسط-مریمیسم!

امروز فیلم ساکن طبقه ی متوسط رو دیدم!!!

فوق العاده بود...!

هیچ کلمه ای برای وصفش ندارم!!!

نمیدونم هر کسی که بیینه هم خوشش میاد یا نه ولی برای من خیلی معنی دار و آموزنده بود!!!

شهاب حسینی یه اسطورس!!(یاد اولین اسطوره ی زندگیم افتادم...هرکول!!!)

حالم خوبه...!

دیروز تولد دوستم بود و جشنی که گرفته بود پر از صمیمیت بود!!

شاید یه سری از آدما هم اونجا بودن که خیلی بهم بدی کردن ولی با این حال حتی با اونا هم صمیمی بودم!!

چند روز پیشم چهار کله پوک رفتیم استخر!!!(من و سارا و آبجیامون!!)

اینقدر تو سر و کله ی هم زدیم که همین مونده بود اون مجموعه رو سرمون خراب شه!!!

کنکور هم سلام میرسونه...!

یکی دو روز پیش درصدی که واسه درسای تخصصیم زدم خیلی عدد افسانه ای ای بود!!!!

هنوزم دارن بهم میخندن!!!

یه روز بعد از تولد پنج سالگی همینه که هست...!(کنکور :/)

نمیدونم چرا اینجا که میخوام بنویسم مثل جاهای دیگه نمینویسم!!!

ینی جاهای دیگه خیلی نوع نوشتنم خنده داره!!

ولی اینجا مودب و جدی میشم!

مثلا اینجا روم نمیشه درصدی که واسه آزمون زدمو بگم!!

یا مثلا روم نمیشه بگم چند وقته هر پسر محترمی که میخواد بیاد باهام دوست بشه رو چجوری سرکار میذارم و دست به سر میکنم که بره!!!

یا خیلی چیزای دیگه...

شاید با خود آینده ام که میخواد بیاد اینجارو بخونه رو دربایستی دارم!!!

شاید میخوام گولش بزنم و وانمود کنم که خیلی دختر خوبی بودم!!

کمی از کره فاصله گرفتم...هنوزم همه چیزشونو دوست دارم ولی مثل قبلا یکسره تو حسرتشون نیستم!!!

شاید از نشونه های بزرگ شدنه...!

دارم واقع بین میشم!!!

حدودا نزدیک یک سال شده بود که کلا سبک نگاهم شده بود سورئالیسم!!!

توی خیالاتم زندگی میکردم...حتی همه از نگاهام تعجب میکردن!!!

شاید نیم ساعت به دیوار زل زده بودم و داشتم درس گوش میدادم ولی هندزفری تو گوشم بود و کلا رو هوا بودم!!!

هنوزم تو خیالاتم هستم ولی توی واقعیتم هستم!!!

نمیدونم اسمی برای این سبک هست یا نه!!!

توی اون تاریخ هنری که خوندم...ترکیب واقع گرایی و سورئالیسم!!!

شاید بتونه رمانتی سیسم بشه!!

البته فکر نکنم...نمیدونم والا!!!!

چقد مدل حرف زدن کسی که داره واسه کنکور میخونه رو مخه!!

هر چی میشه به درس ختم میشه!!

اصن سبک مریمیسم!!!

این سبک میشه وقتی که شادم واقع گرا میشم!!

وقتی که غمگینم سورئالیسم میشم که شاید بتونم خودمو برسونم به واقع گرایی!!!

کم کم دارم میشم مریم واقعی!!!

یکم دیگه حرف بزنم سر از ماسکای چوبی اقوام بدوی و این چیزا سر در میارم!!!

یا مثلا نقاشی شنی سرخ پوستا!!!!

به قول یگی از اون افراد کره ای:واااااااه!

ولی بازم خوبه که حالم خوب باشه...!

فعلا برم!!!

[ پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 18:22 ] [ مریم ]

[ 1 دیدگاه ]

خسته ی خسته!

سلام دوس جونیای گل

واییییییی خدا بالاخره خودمو راحت کردم!!!

فک کنم دیگه خیلی بیام اینجا....!

تلگراممو پاک کردم...به امید اینکه شاید ازین به بعد زندگیم آدمیزادی تر شه!!

دیگه واقعا حس یه مصرف کننده ی بی مصرفو داشتم!!

ولی امیدوارم این بی مصرف بودنم مربوط به همین تلگرام بوده باشه و ازین به بعد درست بشم!!

راستش حالم خوب نیست...

بی انگیزگی داره بیداد میکنه!!

هر چی سعی در تحول داشتم بی نتیجه بود!!

ولی یه کار مفیدی که کردم یه ذره شروع کردم به درس خوندن برای کنکور!!

کارنامم گرفتم...معدل امسالم شد 19/70 و معدل دیپلمم 19/65

البته هنوز نمره ی کارآموزیم واردش نشده...کارآموزیم شهریوره...!

امروزم آزمون قلم چی بود! از فردا هم کلاس کنکوره...

خلاصه که دارن پوستمونو میکنن!! من امیدوارم فایده داشته باشه!

اعصابم خیلی ضعیف شده...اصلا افتضاح!!

هرچند در حال حاضر اطرافیانم خیلی اعصاب ندارن...!

در کل فعلا زندگی خیلی بر وفق مراد نیست!!

ببینیم ازین به بعد میخواد چی بشه!!

البته امروز بعد از آزمون، بعد یه ماه روزه داری و خونه نشینی یکم حال و هوامون عوض شد...

وایییی راستی عید فطر مبارک!!

بله خودم میدونم بی معرفتم و اصلا نمیام اینجا ...همش دارم حتی مناسبتا رو هم بعد از کلی وقت تبریک میگم!!

ولی واقعا حال روحیم خوب نیست!

یه جمله رو خودم گفتم که واقعا برای خودم خیلی معنی داره!! :D

خدایی نامردید این جمله رو بخونید و بیایید مسخره ام کنید ولی حال الانمه!!

قال مریم:

"من حالم خوبه فقط مثل قبلا حال ندارم هسته ی زردآلو رو بشکنم!!"

بعله اینجوریاس...!

حتما سعی میکنم خیلی بیام اینجا!!!!

فعلا بای بای!

[ جمعه 18 تیر‌ماه سال 1395 ] [ 21:18 ] [ مریم ]

[ 2 دیدگاه ]

<< 1 2 3 4 5 ... 57 >>

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه