همینه که هست...
همینه که هست...

همینه که هست...

سوشال مدیای سنتی

دیشب سر کاسه توالت عمومی نشسته بودم و داشتم کل‌کلای روی در دستشویی رو میخوندم

چه دیس و دیس بازی‌هایی بین ایرانی و عرزشی میشه توی این توالتا

این توییتر و اینستاگرام تازه چند ساله اومدن فکر کردن چی هستن، سوشال مدیا واقعی در و دیوار توالت عمومیه والا :)))

قال AI:

احساس "ارزشمند بودن" نیاز به اثبات دائمی نداره.


پ.ن: کاشکی این جمله دقیقا وسط و مرکز ذهنم حک می‌شد که اینقدر دهن خودمو سرویس نکنم...

سایه

چند روزه سرگرم مباحثی مثل سایه، فرافکنی، ایگو و... هستم

و میتونم بگم  در جدیدی به روم باز شده. شناخت عمیق روان و ناخودآگاه، واقعا بخش بزرگی از مسیر خودشناسیه

یه مقاله خوندم که خیلی برام جذاب بودم، گفتم اینجام لینکش رو بذارم:

https://public-psychology.ir/1399/09/shadow/

پنجِ پنجِ پنج

هیچی دیگه همین! :دی

طمانینه، لغت قابل تامل و مورد علاقه این روزام...

چیزی که دوست دارم بیشتر بهش توجه کنم، زندگی کردن لحظاتم همراه با "طمانینه" است


طمأنینه به معنای سکون، ثبات، استواری، آرامش و عدم اضطراب است. در اصطلاح عرفانی، سکون و آرامش شدید قلبی است که از باور یقینی و مشاهده عینی برای انسان به دست می‌آید. در اصطلاح اخلاقی، به معنای وقار و سکون در گفتار، کردار و حرکات و سکنات است که در پی قدرت و بزرگی نفس به دست می‌آید.


عبور سرسری و بی‌کیفیت  از تجربه لحظه حال، بابت فکر کردن به آینده‌ای که وجود نداره، گذشته‌ای که وهمی بیش ازش باقی نمونده!

این همه عجله برای چیه؟

شاید فقط نتیجه‌ست که برات شیرینه و دوست نداری چشم‌اندازهای مسیر رو ببینی!

شاید افتادی روی دور باطل نشخار ذهنی، مقایسه، قضاوت، حسادت و و و... انقدر ذهنت افسارت رو به دست گرفته که دیگه حواست از کار افتادن! یادت رفته نگاه کنی، گوش بدی، تجربه کنی!

وقتی میخوای صحبت کنی، عجله شدیدی داری که تا نقطه آخر جمله‌ای که توی ذهنت هست رو بگی و تمام! که چی؟

آیا مسئله مهمی داره دیر میشه که انقدر عجله داری؟ آیا ددلاین اتفاق خاصی سر اومده؟

نمیبینی خیلی وقته که فک و شونه‌هات چقدر منقبض شدن و نفس کشیدنت رو حس نمیکنی؟

دوست داری از خودت بپرسی "این بود زندگی؟" و حزن شدیدی تمام وجودت رو دربربگیره؟

آروم...آروم...

با القای این حس عجول بودن، حتی کاری میکنی زمان تندتر بره جلو!

میبینی؟ این قدرت ذهن توئه و داری در بدترین جای ممکن ازش استفاده می‌کنی!

اگر میون تمام این تسک‌های بی انتها، فقط چند دقیقه زل بزنی به گلدون روبروت و یا برگ‌هاش رو لمس کنی، زمان رو از دست ندادی، بلکه یک تجربه عمیق از درک زندگی و زنده بودن رو میون این دنیای ساختگی شلوغ، به خودت هدیه دادی...لطفا از خودت دریغش نکن!

با آرامش و سکون، با آدم‌هایی که دوسشون داری صحبت کن، فروتنانه! اونوقت میبینی که چقدر بیشتر شنیده میشی...

با قلب باز به حرفاشون گوش بده، اونوقت میبینی چقدر دوست دارن باهات صحبت کنن...

تسلیم و بی قضاوت به همه چیز و همه کس نگاه کن، با چشم دل! اونوقت میبینی اونا هم همینطوری بهت نگاه میکنن، عاشقانه و پر از محبت...


طمانینه، لغت قابل تامل و مورد علاقه این روزام...