X
تبلیغات
رایتل

☆_☆

برای یه سری از تغییراتم خوشحالم...!

امروز که با آبجی جان حرف میزدم به خیلیاشون پی بردم!!!

اصلا گذشت زمان خیلی خوبه! :)

پس فردا هم که ماه رمضونه!!!! ^_^

ازونجایی که چند ساله برای ماه رمضون برنامه های خوبی دارم، نگران نیستم! 

ولی تا یه ماه یه سری از برنامه ها کنسله...!

بازم خوبه...تنوع خوبه!

امروز برای آخرین بار رفتیم به اون کافه ی جادویی...اصلا اینجا فوق العادس!

هروقت که میرم هیچ فکر منفی ای سراغم نمیاد!!!

اونجا همه چیز خوبه...تنها جاییه که اون فضای ایده آل توی ذهنم واقعی میشه! :)

البته چند وقتیه که همه چی خوبه...ینی همیشه همه چی خوب بود و این من بودم که حواسم نبود!

مریم الان عالیه...فقط یه سری تغییرات دیگه مونده که به زودی سعی میکنم ایجادشون کنم!

[ پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1396 ] [ 19:01 ] [ مریم ]

~_~

نمیدونم دعا کنم زودتر زمان بگذره تا ژوژمانا و امتحانا تموم بشه یا دعا کنم زمان نگذره و ماه رمضون نیاد! ×_×

ماه رمضون خوبه ها ولی به شرطی که آدم کار نداشته باشه...

همش منتظرم...نمیدونم منتظر چی؟!

خیلی وقتا حس میکنم دارم زمانو میگذرونم تا یه اتفاقی پیش بیاد!

دوباره یه سری تصمیم به تغییر گرفتم البته با یه تفاوت...قبلنا وقتی که چنین تصمیمی میگرفتم، تا یه هفته ی اول موفق بودم ولی این دفعه از روز اولش نا موفق بودم...حتی شاید نسبت به حالت عادیم، پسرفت هم کردم! ^_^

[ دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1396 ] [ 18:09 ] [ مریم ]

اولین مهر انتخابات!!!

فردا شناسنامه ام اولین مهر انتخاباتو میگیره! :)

خیلی هیجان انگیزه...

حس میکنم تا یکشنبه از انتظار و استرس دیوونه بشم!!!

هیجده سالگیم حس عجیبی داره ها!!!! ^_^

تازه گواهینامه رو بگو...همین مونده من راننده هم بشم! ¤_¤

.

.

آخر ترمه و حسابی کار ریخته رو سرم!!!

اینقدر حسابشون از دستم در رفته که یادداشتشون میکنم تا یه وقت چیزیشون از قلم نیفته!!! -_-

[ پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ] [ 19:34 ] [ مریم ]

هیجده...

هیجده ساله شدم...

از چند روز قبل تصمیم داشتم برای این مناسبت بیام اینجا و کلی حرف بزنم!

اما ازونجایی که الان حالم گرفتس فقط میگم که 18 سالم شد...

کاش یه ساعت پیش که حالم خوب بود میومدم و حرفامو مینوشتم...ولی اونموقع که هنوز 18 سالم نشده بود! :/

فکر کنم پنجمین باریه که توی وبم دارم برای تولدم پست میذارم!!!

چقدر گذشت...

هرروز مسخره تر از دیروز!!!

[ جمعه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ] [ 00:06 ] [ مریم ]

اون دنیای مهربون...

یه زمانی راضی شده بودم به زندگی توی دنیای خیال...

همه ی اتفاقای خوب و ایده آل توی ذهنم شکل میگرفتن و منو خوشحال میکردن!!!

آدمای مهمی پا به زندگیم میذاشتن...گاهی اوقات توی خیابون هم باهاشون قدم میزدم...

عاشقشون میشدم...ازشون دلخور میشدم...

خلاصه همون چیزای ایده آل!!!

همون اتفاقایی که دوست داشتم...

همون جمع دوستانه ای که همیشه دنبالش بودم...

همون جاهایی که همیشه توی تصورم، توشون آرامش داشتم...

کم کم به این دنیا عادت کردم...

کم کم عاشق وقتایی شدم که تنها توی خیابون قدم میزنم و با گوش دادن به هر آهنگی، خودمو توی اون دنیا با اتفاقات متفاوت میدیدم...

حتی اتفاقای بد این دنیا هم ایده آل بودن!!!

گذشت...

گذشت...

گذشت...

خیلی چیزا بهم ریخت...

چرا؟!

چطوری؟!

یه مشکل بزرگ وجود داشت...

"بزرگ شدن!"

من نمیدونستم که یه روزی بزرگ میشم...

یه روزی میاد که من، من نیستم!!!

خیلی حرفه...

من عوض میشه...پا به سن میذاره...پا به جاهایی میذاره که اون دنیای ایده آل هیچجوره توی ذهنش جا نمیگیره!!!

توی یه برحه ی کوتاه حیقیت مثل پتک توی سرت میخوره و مجبورت میکنه که بیدار شی!!!

الان بیدار شدم...

با یه دنیا تنفر...یه دنیا اتفاق و آدمای ناقص...

انگار توی بیداری کلمه ی "ایده آل" معنی نشده!!!

فرهنگ لغت دنیای بیداری بی رحمه...خیلی بی رحم!

[ شنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ] [ 18:39 ] [ مریم ]

این دیگه چیه؟!

این حال عجیبو خیلی کم توی زندگیم تجربه کردم...اینقدر کم که الان که (نمیدونم برای چندمین بار) بهش دچار شدم، برام خیلی غریبس!!!

یه حس عصبانیت که با تک تک سلولام حسش میکنم!!!

مسخرس...!

خیلی مسخره!!!!

.

.

کاش الان غروب جمعه نبود!

و کاش استاپ استاپ ایت نمیخوند....

[ جمعه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1396 ] [ 15:34 ] [ مریم ]

حال خوب...

گاهی اوقات شرایط خیلی حال خوبی برای آدم مهیا میکنه...!

آدما!!!!

اتفاقا!!!

هر چیزی که دور و برمونه...

این خوشحالی  و حال خوب رو دیوانه وار دوست دارم! ^_^

.

.

چند روزی بود حس میکردم خیلی آدم نفهمی شدم...خدایا منو میبخشی؟!

خواهش میکنم خل بازیای منو جدی نگیر...اصن به حرفام گوش نده! T_ T

قدم بعدیم برای تغییر کردن، توجه نکردن به ویژگیای بد دیگرانه! :)

[ پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1396 ] [ 10:33 ] [ مریم ]